نکاتی برای عدم ارتباط اجتماعی با دیگران

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    چه نکاتی باعث میشود نتوانیم ارتباط اجتماعی با دیگران برقرار کنیم

    بسیاری از افرادی که در مهارت های اجتماعی مشکل دارند، مصوبش را در دوران کودکی شان می گردند. در این مقاله به برخی از فاکتورهای مادرزادی و اکتسابی که منجر به ضعف در مهارت های اجتماعی خواهد شد می پردازیم. در این مقاله برای سادگی از واژه “علت” استفاده شده است
    اما این به این معنی نمی باشد که اگر این علت در فردی وجود دارد حتماً در مهارت های اجتماعی ضعیف است. ذکر این علت ها برای این می باشد تا کسانی که می خواهند مهارت های اجتماعی بهتری داشته باشند را سقلمه بزند.
    مشکلات اجتماعی در اثر ترکیبی از این علت ها بوجود می آید. این علت ها باعث منجر شدن به موارد زیر در کسانی که بدان مبتلا هستند می شود :
    – در مورد ارزش های خودشان احساس ناراحتی و ناامنی می کنند.
    – در مورد توانمندی هایشان در انجام کارها در جمع، دچار شک می شوند.
    – در موقعیت های اجتماعی احساس اضطراب و نگرانی می کنند.
    – باعث ناکامی در کسب تجربه در فعالیت های اجتماعی می شوند.
    – عادت به رفتارها و عقاید اجتماعی مضر به جای یادگیری رفتارها و عقاید اجتماعی مفید

    دسته اول: فاکتورهای شخصیتی
    برخی از ویژگی های شخصیتی مادرزادی می باشند که به نظر می رسد زمینه داشتن مشکلات اجتماعی در بزرگسالی را فراهم می کنند. مجدداً بیان می کنیم که داشتن این ویژگی ها الزاماً به معنی وجود مشکلات اجتماعی نیست بلکه برخی حوادث لازم است تا این ویژگی ها فعال شود.
    خلق و خوی مضطرب
    این یک عامل کلاسیک می باشد. برخی انسانها نسبت به دیگران با خلق و خوی اضطرابی بیشتری متولد می شوند. شبکه عصبی آنها به گونه ای می باشد که نسبت به محرک ها، حساس تر است. حتی وقتی که نوزاد یا نوپا هستند به تغییر و تازگی در محیطشان، واکنش منفی نشان خواهند داد. همچنین زمان بیشتری طول می کشد که با موقعیت های جدید، انطباق پیدا کنند.
    خلق و خوی مضطرب معمولاً به شکل گیری خجالت و احساس نا امنی منجر می شود که باعث می شود فرد از موقعیت های اجتماعی، پرهیز کند. همچنن خلق و خوی مضطرب باعث می شود که مردم خیلی محتاط، ریسک گریز و نازک نارنجی شوند.
    همچنین حساسیت بالا به محرک ها که در این خلق و خو هست، باعث آن می شود که این عده در فعالیت هایی که دیگران از آن لذت می برند، کنار می کشند. مثلاً فرد بزرگسالی که در یک مهمانی شبانه شلوغ و پرصدا، احساس زودرنجی می کند. این را مقایسه کنیم با دیگر افراد که وقتی در چنین موقعیتی قرار می گیرند و مجبور می شوند که با دیگران تعامل داشته باشند، دچار آشفتگی نمی شوند.
    افرادی که بیشتر احتیاط میکنند و اهل ریسک کردن نمی باشند نمی توانند به افرادی که نمی شناسند به یکباره در فعالیت هایی مانند آشنا شدن، مهمانی رفتن و یا یادگیری رانندگی شرکت نمایند. مثلاً این موضوع می تواند باعث شود که یک دختر نتواند با پسری آشنا شود و در نهایت ممکن است از حلقه اجتماعی دوستانش جدا شود، زیرا اولویت متفاوتی دارد.

    انگیزه کم برای در جمع بودن

    برخی از افراد به نظر می رسد که نیاز درونی کمی برای در جمع بودن و زمان گذاشتن با دیگران دارند. آنها بیشتر ترجیح می دهند که در خانه بمانند و مطالعه نمایند یا روی یک پروژه کار کنند تا اینکه با دیگران بیرون بروند. وقتی که آنها با دیگران نیستند احساس ناراحتی یا تنهایی نمی کنند. البته این مشکلی نیست. قرار هم نیست که هرکسی شاپرک اجتماعی باشد. اگرچه یک تأثیر جانبی که گاهی رخ می دهد این است که اگر فردی زمان زیادی را با خودش باشد، فرصت کسب مهارت های اجتماعی را از دست خواهد داد و در این زمینه از دیگران عقب می افتد.
    خیلی باهوش بودن
    به نظر می رسد که برخی از افراد تیزهوش در انطباق با جهان اجتماعی مشکل داشته باشند. این اختلاف ممکن است برای آنها در فهم و به کارگیری جنبه های اجتماعی، مشکل ایجاد کند. همچنین هوش آنها ممکن است در ارتباطشان با همکارها و یا همکلاسی هایشان هم مشکل ایجاد کند. اگرچه همه افرادی که هوش بالایی دارند مشکلات اجتماعی ندارند. بسیاری از آنها با دیگران نرم و مهربان هستند. موضوع این هست که افراد باهوش می توانند دیگران را زیر رادار بگیرند.
    صلب بودن، منعطف نبودن، و نپذیرفتن تغییر، به طور خلاصه تمام منش های شخصیتی غیر معمول ممکن است باعث مسائل اجتماعی گردد. به عنوان مثال اگر یک بچه واقعاً غیرعادی، خلاق و هنری باشد در حالی که همکلاسی هایش چنین نباشند، مشکلات ارتباطی زیادی بین آنها می توان ایجاد شود.
    علایق
    افرادی که دارای برخی علایق خاص هستند ممکن است که در روابط اجتماعی، مشکل داشته باشند. برخی علایق باعث می شود که افراد نتوانند از آن دست بکشند و این موضوع باعث می شود دیگران آنها را درک نکنند و یا با آن افراد غریبگی کنند. برخی از علایق هم باعث می شود که فرصت تمرین مهارتهای اجتماعی را از افراد بگیرند.

    نداشتن علاقه به موضوعاتی که دیگران بدان علاقه مندند
    مطالعات در مورد مردانی که در مهارت های اجتماعی ناتوان هستند مشخص نموده که آنها در دوران بچگی به موضوعات مردانه نمی پرداختند؛ مثلاً هوادار یک تیم ورزشی نبودند و خودشان هم ورزش نمی کردند و یا اینکه اهل ماجراجویی نبوده و تمایل نداشتند در فعالیت های خشن و رقابتی شرکت کنند.
    این موضوع در مورد خانم ها هم مشابه می باشد. خانم هایی هم که در دوران کودکی در فعالیت های دخترانه وارد نشده اند نیز در روابط اجتماعی شان مشکل دارند.
    کمبود یا نقص آموزش مهارت های اجتماعی
    به هر کودکی باید تا اندازه ای آموزش مهارت های اجتماعی داده شود. گاهی اوقات این آموزش به صورت غیر مستقیم و به صورت طبیعی می باشد به این صورت که کودکان، مردم را در زندگی روزمره شان مشاهده می نمایند. در دیگر اوقات، بزرگسالان مهارت های اجتماعی را در درس های کوچک به آنها آموزش می دهند. برخی از کودکان هم به صورت رسمی، مهارت های ارتباطی را در کلاس های درسی شان یا گروه های درمانی یاد می گیرند. بعضی اوقات آموزش های اجتماعی مورد نیاز کودکان ارائه نمی شود یا اینکه به صورت ناقص ارائه می شود که این باعث خواهد شد آنچه که کودکان باید فراگیرند را یاد نگیرند.
    الگوی ضعیف مهارت های اجتماعی
    برخی از کودکان ممکن است در کسب مهارت های اجتماعی شکست بخورند چون در زمان رشد، الگوی خوبی نداشتند. ممکن است والدینشان نیز در مهارت های اجتماعی، ناتوان بوده باشند. ممکن است دوستانشان در مدرسه مشکلات اجتماعی داشتند و نمی بایست تقلید می شدند. برخی از مردم حتی کلیت فرهنگ شان را به خاطر نارسائی های اجتماعی، مقصر می دانند.

    دوران کودکی در حصار خانواده
    برخی از بزرگسالان، انگشت تقصیر را به دوران کودکی شان که در حصار خانواده سپری شده است، نشانه می روند. به علت محصور بودن، آنها فرصت آن را نیافتند که مهارت های اجتماعی شان را با دیگر کودکان تمرین کنند یا اینکه به علت نرفتن به دنیایی بزرگتر، آنچه که مفید بوده را نیاموختند.
    یک کودک به شکل های متفاوتی ممکن است که محصور باشد. یک نوع جالب اینست که مطالعات نشان می دهد والدینی که خود مهارت های اجتماعی نداشته باشند و مضطرب هستند، تمایل خواهند داشت که کودکشان را از فعالیت هایی که می تواند انجام دهد، محروم نمایند. این ممکن است به این علت باشد که فرزندشان را از دنیای اجتماعی ترسناک، محافظت نمایند. یا ممکن است به این علت باشد که نمی خواهند به علت روابط اجتماعی فرزندانشان، خودشان مجبور به ارتباط با دیگران شوند مثلاً ارتباط با والدین دوستان فرزندشان.
    بیماری زیاد در دوران کودکی
    کودکی که از نظر جسمی برای رفتن به مدرسه یا بازی با هم سالانش ناتوان بوده و یا مدت زیادی را در بیمارستان گذرانده، نمی تواند فرصت کافی برای تمرین مهارت های اجتماعی را داشته باشد.
    مهاجرت به کشور جدید
    درک این مشکل نیست که مهاجرت به کشوری جدید ممکن است بر برخی ازمهارت های اجتماعی تاثیر بگذارد. آنها در محیطی جدید، زبانی جدید برای یادگرفتن، رسوم فرهنگی جدید، پیدا کردن قوانین اجتماعی نانوشته، با مشکلاتی روبرو هستند. همچنین واضح است که برخی از بچه ها می توانند نسبت به منزوی کردن کسی که از کشوری دیگر آمده، متعصب شوند.
    مهاجرت می تواند بر بزرگسالان نیز تاثیر بگذارد. آنها ممکن است در کشور خودشان توانمندی های اجتماعی خوبی باشند اما در کشوری جدید ممکن است خودشان را گم کنند و اعتماد به نفسشان را در مورد توانمندی های خویش از دست بدهند.
    دسته دوم: فاکتورهای اجتماعی
    برخی از فاکتورهای اجتماعی هستند که باعث ناتوانی در مهارت های اجتماعی می شوند. برخی از این فاکتورها عبارتند از:
    تکنولوژی
    در این دوره زمانه، اگر کسی با دیگران خوب نباشد، گزینه های دیگری هم برای سرگرم کردن خودش دارد. می توانند از اینترنت استفاده کنند، فیلم سینمائی ببینند و یا ویدئو گیم بازی کند. حتی دسترسی ساده به کتب چیزی است که در تاریخ ما نسبتا تازه است. این ها باعث می شود کسی که در مهارت های اجتماعی متبحر نیست کماکان در همان سیاق خودش باقی بماند.
    حتی برای کسانی که مهارت های اجتماعی خوبی دارند، تکنولوژی باعث می شود که از ارتباطهای چهره به چهره، اجتناب کنند اما تکنولوژی فرصت های یادگیری بیشتری را ایجاد می کند. در گذشته مردم باید بیشتر به صورت حضوری با یکدیگر تعامل می داشتند. برای همین حتی کسانی که مهارت اجتماعی نداشتند گزینه دیگری نداشتند و مجبور بودند که با ترس هایشان روبرو شوند و تجربیات اجتماعی بیشتری کسب کنند. در این زمانه اگر نخواهیم نه تنها به ارتباط حضوری احتیاج نداریم بلکه می توانیم از تلفن هم استفاده نکنیم.
    زندگی شهری
    در گذشته های نچندان دور بیشتر مردم در روستاها زندگی می کردند. امروزه اکثر مردم در شهرها زندگی می کنند و طراحی فضای شهری بر اساس مجزا کردن محله هاست. وقتی که افراد در اجتماع کوچکتری زندگی می کنند هرکسی دوست دارد که دیگران و کسب و کارشان را بشناسند. اما کسانی که در کلان شهرهای زندگی می کنند چه بسا در موقعیتی باشند که با آنکه میلیون ها نفر در اطرافشان هستند، احساس تنهایی کنند.

    دسته سوم: موضوعات سلامت روانی
    افسردگی
    بعضی از افرادی که با انسان های تنها و ناتوان در روابط اجتماعی سروکار دارند در مورد موقعیتشان احساس افسردگی می کنند. نشانه های افسردگی هم باعث می شود که خروج از آن سخت باشد. اگر کسی از دوران نوجوانی و یا در زمان شکل گیری شخصیتش، دچار افسردگی شود این موضوع بر شکل گیری مهارت های اجتماعی اش تاثیر می گذارد. هرکسی هم که در خانه احساس بی ارزشی، بی حالی و بی انگیزگی کند، اجتماعی نمی شود.
    اضطراب
    تمام موارد ذکر شده در افسردگی در اضطراب هم صادق است. به ویژه اینکه اضطراب می تواند در موفقیت های اجتماعی، اخلال ایجاد می کند.
    از مهم ترین اختلالات اضطرابی که مانع ارتباط اجتماعی می شود اضطراب اجتماعی است.اضطراب اجتماعی بعد از افسردگی سومین مشکل بزرگ ذهنی در جهان امروز است. اضطراب اجتماعی باعث اضطراب مزمن و ترس بسیار در رویارویی با موقعیت های اجتماعی است. این بیماری انسان ها را از داشتن کنترل بر زندگیشان محروم می کند و باعث عدم توانایی در هدایت زندگی توسط آنان می گردد، متاسفانه این بیماری آنها را از انتخاب شغل مناسب به علت ترس باز میدارد. نابودی روابط اجتماعی از بزرگترین پیامد های این بیماری بوده گرچه این بیماران مشتاق داشتن روابط اجتماعی باشند. اضطراب اجتماعی زندگی را نابود می کند. اما باعث خوشحالی است که می توان آن را به طور کامل با رفتار مناسب و ساختار یافته درمان کرد.
    نگرانی های جدی در مورد سلامتی روانی
    هر نوعی از مشکلات روانی، چنانچه به اندازه کافی جدی باشد، می تواند به مشکلات فردی منجر شود. به عنوان مثال، کسی که وسواسی است، زندگی اجتماعی اش مختل می شود. کسی که دارای اختلال شخصیت مرزی است و حالاتش عوض می شود روابطش با دیگران به شدت آسیب می بیند. کسانی که شیزوفرنی دارند، که شدیترین بیماری روانی است، طیف وسیعی از اختلال های اجتماعی را دارا هستند.
    مسائل رشد
    طیفی از اختلاف های عصبی و رشدی منجر به مشکلات اجتماعی می شود. دوباره، وارد جزئیات زیاد شدن در این باره در حوصله این مقاله نیست اما به صورت کلی می تواند منجر به مشکلاتی در یادگیری و جنبه های اجتماعی شود. همچنین می تواند منجر به آن شود که کودکان به گونه ای رفتار کنند که هم سالانشان را ناراحت کنند و باعث شود از دیگران رانده شوند. برخی از این موارد به قرار زیر است:
    – بودن در طیف اوتیسم (مثلا اوتیسم قابلیت بالا، سندرم آسپرگر)
    – داشتن مشکلات یادگیری
    – داشتن اختلال کم توجهی- بیش فعالی

    نویسنده : حمید قلی خانی بازدید : 5 تاريخ : پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 21:53
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها